سال ۱۵۹۱؛ نؤرۊزبل انحصارشکن‌ها

امسال نؤرۊزبل روز دوشنبه ۱۶ مرداد در چند نقطه از گیلان و مازندران برگزار شد. یکی‌ش هم قراره‌ تو روستای نوروزمحلهٔ سیاهکل به کمک سازمان میراث فرهنگی استان گیلان در روز پنجشنبه ۱۹ مرداد برگزار شه.

ظاهرا پاقدم نؤرۊزبل ۱۵۹۱ (یعنی امسال) خوب بوده و موجب موفقیت‌هایی برای تیم‌های داماش و ملوان شده (که ظاهرا داماشی‌ها تقریبا مثل هر سال سنگِ تمام گذاشتن و تو ورزشگاه هم به شکل چند پوستر٬ نؤرۊزبل رو تبریک گفتن)؛ اما چند اتفاق هیجان‌انگیزِ دیگه هم افتاده.

اولی‌ش برگزاری نؤرۊزبل برای اولین بار در مازندران بود. دقیق‌تر ییلاقات رامسر و باز هم دقیق‌تر روستای جنت رودبار (این اسم البته به سان اغلب نام‌های آبادی‌های ایران به تحریف مبتلا شده؛ نام گیلکی‌ش “جندˇ رۊدبار” هست). این مراسم که با جمعیتی حدود ۳۰-۴۰ نفر برگزار شد چندین بخش داشت. اولی‌ش اجرای تئاتر یک نفره بود. البته دقیق‌تر٬ نمایش‌نامه خوانی از روی نسخهٔ چاپی ترجمهٔ فارسیِ نمایش‌نامه‌ای از نائومی والاس بود. به هر روی با امکانات کم و تمامی نواقصی که داشت مسبب ارتقای وجهٔ هنری و شعوری مراسم نؤرۊزبل شد. سپس نوبت دونوازیِ تنبور و ایراد بیانیه‌‌‌ای بود که با صدای رسای بهمن نجفی قرائت شد. اما نقطهٔ قوت مراسم خوانش دسته‌جمعیِ سرود‌هایی مانند “آفتاب‌کارانِ جنگل”٬ “یار دبستانی من” و چندین ترانهٔ گیلکی از اؤجا٬ بهرام کریمی و عاشورپور بود. اما هم‌زمان در طاهرگوراب اتفاق جذاب‌تری در حال رخ دادن بود. اتفاقی که تابوی برگزار نشدن نؤرۊزبل در غرب گیلان را شکست. این نؤرۊزبلِ خودمانی و دوست‌داشتنی با همت چندین تن از جوانان سۊماسرا (صومعه‌سرا) برگزار شد.
موازی اما نؤرۊزبلی نیمه‌رسمی و به کوشش عموصفر و گروهش در هالی‌دشتِ املش/لنگرود برگزار شد. از عکس‌ها می‌شد پی برد که بجای اینکه شبیه “نؤرۊزبل” باشه بیشتر شبیه این جشنواره‌های آئینی-محلی-بومی (!) شده! اما یک نؤرۊزبل خصوصی هم به کوشش بچه‌های جنگل اطراف رشت برگزار شد که جای بسی خوشحالی داره.
این شرح مختصری بود از اتفاقاتی که نؤرۊزبل امسال افتاد اما در این نوشته می‌خواهم به این پرسش پاسخ دهم که شکلِ معقولی از نؤرۊزبل دقیقا چگونه خواهد بود؟! یه بخشی از این پرسش به طور کلی در وبلاگ دوست و همسایهٔ ما یعنی ورگ تحت عنوان “هشت اصل نوروزبل” منتشر شده اما من قصد واکاوی دقیق‌تر شاکلهٔ نؤرۊزبل رو دارم و فی‌الواقع علاقه‌مندم که نوشتهٔ ذیل رو به راهنمایی عملی برای برگزارکنندگان نؤرۊزبل (که بالقوه همهٔ گیلک‌ها رو شامل میشه) تبدیل کنم.
مواد لازم برای ابتدایی‌ترین شکل نؤرۊزبل مقداری هیمه و چوب برای تدارک دیدن آتش و از حفظ خواندن دو بیت شعر (گۊرۊم گۊرۊم گۊرۊم بل…) هست. اما به مواردی که به خلاق‌تر شدن نؤرۊزبل کمک می‌کنه هم به طور مختصر می‌پردازم. اولی‌ش می‌تونه خوانش دسته‌جمعی سرود و ترانه کنار آتش باشه. اون چه که لازم به ذکره اینه که در تمامی این موارد زبان گیلکی به عنوان پرچم‌دار هویت یک گیلک اولویت داره. بخش بعدی می‌تونه نمایش تعاملی (بین مخاطب و بازیگر) باشه به‌طوری که بازیگر٬ مخاطبان رو هم به شکل فیزیکی درگیر اثر کنه و حتی اون‌ها رو وارد نمایش کنه و بهشون نقشی جدید بسپاره. به این شکل که دیگه تماشاگر صرف نداریم و این می‌تونه به انفعال‌زدایی از شرکت‌کنندگان نؤرۊزبل کمک شایانی کنه. توجه بفرمایید که اصلا نیاز نیست با امکانات قوی و دکوراسیون آنچنانی نمایشی برگزار شه؛ هر کسی از پدربزرگ و مادربزرگش قصه‌ای٬ افسانه‌ای چیزی شنیده می‌تونه با کمک دوستانش و با کمی تمرین اجراش کنه. حتی لازم نیست دیالوگ‌ها از قبل نوشته و حفظ شده باشه همینکه بازیگر بتونه در لحظه طوری تکلم کنه که با تم داستان همگام باشه کافیه. مورد بعدی می‌تونه بداهه‌نوازی باشه. هرکس هر سازی بلده با خودش بیاره و بنوازه و بخونه. اما می‌رسیم به قسمت خوشمزهٔ نؤرۊزبل چیزی که تا الان کمتر بهش توجه شده! بله یکی از ارکان نؤرۊزبل باید خوراکی‌های خوشمزه‌ش باشه. هرکی هرچیزی داره و می‌تونه بپزه و بیاره، واجبه که این کارو بکنه. این پذیرایی که می‌تونه به به‌یادماندنی‌ترین قسمت نؤرۊزبل تبدیل شه تا الان مورد غفلت واقع شده. دقت کنید نؤرۊزبل قرار نیست مراسم خشک و بی‌روحی باشه و قراره به آحاد خلق خوش بگذره. این‌ها ایده‌هاییه که از دست هرکسی به شرط کار جمعی برمیاد. امیدوارم که از سال بعد هرکس در آبادی خودش با دوستانش نؤرۊزبلی خاطره‌انگیز برگزار کنه. آرزو دارم که سال نو٬ سال خوبی برای همهٔ ما باشه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *